گلدون

داستان های کوتاه ، جملات زیبا و تصاویر به یاد ماندنی

گلدون

داستان های کوتاه ، جملات زیبا و تصاویر به یاد ماندنی

به شیطان گفتم....

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!»

 لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟»

پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد»

پرسیدم:

 «مگر چه کرده ام؟»

گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»

با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟»

جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. »

 نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند»

 پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»

پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز»

نظرات 1 + ارسال نظر
[ بدون نام ] یکشنبه 16 فروردین‌ماه سال 1388 ساعت 09:24 ق.ظ http://WWW.CORAL-LIFE.BLOGSKY.COM

سلام
خیلی نوشته ی جالبی میشه بگی از کی بود؟؟

این مطلب رو یکی از دوستانم برام فرستاده و من نمی دونم منبعش کی بوده ازش می پرسم و بهت می گم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد