گلدون

داستان های کوتاه ، جملات زیبا و تصاویر به یاد ماندنی

گلدون

داستان های کوتاه ، جملات زیبا و تصاویر به یاد ماندنی

کاریکلماتور

* وقتی تصویر گل محمدی در آب افتاد . ماهیها صلوات فرستادند .

 

 * در زمستان وقتی تصویر درخت در آب افتاد آنقدر ماهی گلرنگ روی شاخه هایش نشست که مثل درخت بهاری غرق شکوفه شد .

* به حال موجودی اشک میریزم که می خواهد با زنگ ساعت از خواب غفلت بیدار شود.

 

* عاشق سکوتی هستم که از فریاد تقاضای پناهندگی میکند.

 

* عمر هزار پا کفاف بستن بند کفشهایش را نمی‌دهد.

 

* سقوط در آبشار آبتنی میکند.

 

* مسافر منزوی در جاده متروک سفر می‌کند.

 

به روی افکار خوابیده ام لحاف انداختم

* گامهایم صدای پایت را تنها نمی‌گذارند.

 

* عاشق پرنده ای هستم که آزادیش را با آب و دانه معاوضه نمی کند.

 

*  مدادی که کلفت بنویسه سرشو می تراشن.

 

* عینکی که رو چشم نباشه فرصت دیدن نداره

 

* پای میز محاکمه تو کفش سیاستمردا نمیره

* قرص ماه را به جای مسکن خوردم !!

 

*  با یک نسخه از کتابم به داروخانه رفتم !!

 

*  برای رام کردن طبیعت وحشی ، مربی استخدام کردم !!

 

* پرواز را نمی شناخت ، هر چه بالاتر رفتم در نگاهش کوچکتر شدم .

 

 منبع : سایت کاریکلماتور

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد