با دقت در تاریخچه غرب و شکل گیری حرکتهای فمینیسمی ، نکات مهمی به چشم می خورد.
وضعیت زنان در غرب مانند کسانی است که در گردابی گرفتار شده اند ، ناچار به هر چیز حتی یک ریسمان کهنه چنگ می زنند تا خود را نجات دهند یا مثل کسانی که در بیابان سرگردانی به دنبال راه نجاتند و هر کوره راهی را که نشانی از آبادی داشته باشد طی می کنند شاید به سر منزل مقصود برسند.
واقعا هم با پیشینه دینی و فرهنگی غرب هیچ ملامتی بر شکل گیری این حرکتهای فمینیسمی نیست که این روند طبیعی خواستگاههای اجتماعی این نوع جوامع است اما...
اما برای ما چطور؟
آیا در فرهنگ و دین ما زندگی بدون هدف و برنامه است؟
آیا جایگاه زن از نظر انسانی و حقوقی تعریف نشده ؟
برای ما که راهی روشن ، سبزو خرم، با چراغهای هدایت آماده شده است آیا مضحک و دیوانه وار نیست که از کوره راهها به دنبال هدف خود برویم .
به فرض که آنها الگویی در جامعه خود برای یک زن کامل نداشتند اما ما چطور؟؟؟
نمونه کامل یک دختر ، با تمام ظرافتها ، مهربانیها ، توانایی ، آگاهی و...
نمونه کامل یک همسر ، با تمام فداکاریها، عشق ورزی ها ، صمیمتها و...
نمونه کامل یک مادر ، باتمام دوست داشتنی ها ، محبتها ، آموزگاری ها و...
نمونه کامل یک فعال اجتماعی ، با تمام قدرت ، نفوذ ، استحکام ، هدفمندی و...
روز زن برای ما روز تولد یک چنین زنی است " فاطمه الزهرا(س) " که می توان به آن افتخار کرد ، بالید و با آن زندگی کرد .نه ۸ مارس! که نه اسطوره ی قابل اطمینان دارد و نه رهبرانی که حداقل در زندگی خود موفق باشند .
بین این دو گزینه شفاف که فرسنگها با هم فاصله دارند . کدام را بر می گزینیم ؟